گفتگویی متفاوت و تفصیلی با کرانچار
مرجع خبری پرسپولیس : آنچه که در سطور زیر میآید مصاحبهای است که خیلی سریع پیاده شده تا باز هم این «زمان» در حق ما جفا کرده باشد و ما به موقع، قبل از آنکه دیر بشود مصاحبهای نیمچه خواندنی از زلاتکو کرانچار داشته باشیم. باشد که مورد قبولتان واقع شود.
به لحاظ شخصیتی من هیچ شناختی از زلاتکو کرانچار ندارم و اگر بخواهم چیزی درباره پرسونالیته شما بنویسم جزییات زیادی نخواهم داشت. شاید به خاطر اینکه به نظر میرسد شما مربی برونگرایی نباشید. اگر خودتان را بخواهید به عنوان مربی که وارد فوتبال ایران شده تعریف کنید چه میگویید؟
برای انتخابی که انجام شد تا من وارد فوتبال ایران شوم، به خوبی بررسی انجام شد و کیفیتها و نتایجی که من در اروپا گرفتم همه را در نظر گرفتند و احتمالاً در خلال این تحقیقات دنبال شخصی گشتهاند که با تواناییها و افکارش بتواند تیمی به بزرگی پرسپولیس را هدایت کند. چون من مربی هستم توأم با نتایج، مربی که دو بارموفق شده در کرواسی با دیناموزاگرب قهرمان شود، با دینامو در لیگ قهرمانان اروپا کار کردم، با زاگرب که تیمی است به لحاظ ساختاری شبیه ذوبآهن قهرمان شدم و هایدوک اشپیلت همین طور. آنچه که میتوانم بگویم سرمربی تیم ملی کرواسی بودم که موفق شدم تیمم را به جام جهانی هدایت کنم و در گروهی که سوئد، بلغارستان و مجارستان حضور داشتند بدون هیچ شکستی صعود کردم، تنها شکستی که در جام جهانی هم داشتم مقابل برزیل بود که با یک گل باختیم یعنی که معروف شدم به مربی که توانایی دارد، کیفیت دارد و سابقه. فکر میکنم کسانی که من را انتخاب کردند اشتباهی مرتکب نشدند اگرچه هنوز در یک دوره تطابق به سر میبرم ولی اینجا با موقعیتهایی خاص مواجه میشوم که اصلاً در اروپا وجود ندارد. منظورم حرفهایگری است. فقط میتوانم بگویم در ۴ ماه نخست از کارم راضیام و موفق بودم در برقراری ارتباط با بازیکنان و محیط و نفراتی که در پرسپولیس حضور دارند. البته تلاش میکنم شرایط از آنچه که هست بهتر شود. من معتقدم در نیم فصل دوم میتوانیم این کار را انجام بدهیم.
رزومه کاری شما برای همه روشن است اما میخواهم بدانم به لحاظ شخصیتی خودتان را تا چه حد با فوتبال ایران آداپته کردهاید، در این زمینه میتوانید در نیم فصل دوم بهتر عمل کنید؟
البته شخصاً راضی نیستم چرا که میدانم انتظارات بسیار بالا است اما میخواهم خودم را با شرایط تطابق دهم و بهتر شوم. اگر بخواهم چیزی را در دفاع از خودم بگویم باید اول بگویم که خیلی دیر به تیم ملحق شدم، در انتخاب بازیکنان اصلاً نقشی نداشتم و در واقع تیم شروع کرد به بازیهای رسمی در عین اینکه باید شکل میگرفت و جا میافتاد. در واقع خیلی سخت است که این اتفاق بیفتد و نوسان در نتیجهگیری به همین دلیل بود. در این شرایط دشوار است که با ۱۵ بازیکن جدید همزمان بتوانی بازیکنان و تیمت را به سطح استاندارد برسانی و نتیجه هم بگیری. باید بگویم هنوز که هنوز است فاز آداپته شدن ادامه دارد. یعنی موقعیتهایی ایجاد میشود و شخص باید در آن موقعیتها خودش را با شرایط تطبیق دهد. من فکر میکنم تا همین الانش هم به فاز نهایی بسیار نزدیک شدهام. یعنی آنچه را که میدانم این است که با تیم خودم و روح و روانش کاملاً آشنا هستم و میدانم تمام تیمهای ایرانی تقریباً با هم برابرند. در مسابقاتی که برگزار کردیم کیفیت سایر تیمهای لیگ را دیدهام و میتوانم بگویم واقعبین هستیم و با نگاه به کیفیتهایی که وجود دارد تا این لحظه سازماندهی باشگاه که آقای کاشانی و همراهانش برقرار کرده در مسیری قرار گرفته که بتوانیم پرسپولیس را در رأس فوتبال ایران نگه داریم.
باز هم میخواهم برگردم به شخصیت شما. احساس میکنم یک مقدار با مربیانی که از کرواسی وارد فوتبال ایران شدهاند تفاوت دارید. مثلاً در بیشتر مصاحبههایتان چیزی نمیگویید که تیتر اول روزنامه شود. همیشه مسائل کلی را مطرح میکنید و خیلی دوست ندارید در رأس اخبار باشید. این از شخصیت شما ناشی میشود یا سیاستی که در فوتبال ایران پیشه کردهاید؟
نه، این شخصیت من است. من در کرواسی هم فردی نبودم که اهل جنجال باشد. من دوست دارم فقط درباره فوتبال صحبت کنم. به این مساله هم آشنایی دارم- از طریق همکاران کرواتم و نفرات ورزشی ایران- که متاسفانه روزنامهها سرشار از شایعاتند. من دوست ندارم شخصی باشم که جنجالی باشد فقط میخواهم در چارچوب فوتبال صحبت کنم. برای مثال، خلیلی. وقتی آمدم کاملاً آماده بود آن هم بعد از یک مصدومیت سنگین که پشت سر گذاشته بود. میدانم مصدومیت و دوری برای یک بازیکن بزرگ یعنی چه و میدانم برگشتن به تمرینها برای چنین بازیکنی چقدر اهمیت دارد. دوست دارم خلیلی برگردد ولی به نفع همه است که او با کیفیت و صلابت برگردد نه اینکه دوباره مصدوم شود. الان اما با یک وضعیت متفاوتی روبروییم. ایشان الان آماده است و کیفیت دارد و قدرتمند است. الان زمانی است که میتوانیم از خلیلی استفاده کنیم. الان او همان شخصی است که چیزی را ازش بخواهیم. میخواهم راجع به استدلالهای خودم صحبت کنم نه اینکه فلان بازیکن شرایط بازی را دارد یا نه. این هم یک نمونه است برای اینکه همه بدانند حق بوده که یک بازیکن برای پرسپولیس بازی کند یا نه. دوست ندارم جنجال به پا کنم. تصمیم گرفتهام هر کاری که لازم باشد برای پیشرفت فوتبال و تیمم انجام دهم. در واقع خیلی تلاش میکنم و میخواهم بدانم آیا بازیکنان هم این موضوع را میپذیرند یا تا چه حد قبول دارند. هنوز در این زمینه وضعیتهای خاصی وجود دارد اما من شرایطی را میخواهم که بالاتر است تا بازیکن را به آن کیفیتی که میخواهم برسانم. این هم به نفع خود بازیکن است، هم هوادار، هم باشگاه. آمدهام در فوتبال ایران که چیزی را به دست بیاورم نه برای منفیبافی. همیشه شایعاتی وجود دارد اما از وقتی بچه بودم اینطور یاد گرفتهام که به خاطر شایعه با کسی درگیر نشوم و سعی میکنم مشکلات را به شیوه خودم حل کنم، با صحبت.
اما حتماً قبل از ورود به فوتبال ایران با مربیان هموطنتان صحبت کردهاید. حتماً میدانید مربیانی مثل چیرو بلاژویچ یا وینکو بگوویچ طور دیگری در دل فوتبالدوستان ایرانی برای خود جا پیدا میکردند. شما با توجه به این موارد که از آن اطلاع دارید باز هم سیاست کاری خودتان را پی میگیرید؟
من همیشه پشت برنامه خودم ایستادهام چرا که الان یک تیم دارد مرا هدایت میکند. آمدهام به پرسپولیس تا نتایج بزرگی را به دست بیاورم. فکر کنم تا الان فقط عناوین قهرمانهای بزرگ را کسب کردهایم. شاید بهتر باشد اصول حرفهایگری را در برخی از بازیکنان تغییر بدهم. فکر میکنم به لحاظ فردی پتانسیلهای زیادی وجود دارد و اگر حرفهایگری را تقویت کنیم میتوانیم باعث پرش سطح فوتبال ایران شویم. نگاه من فراتر از این حرفها است. میدانم کار سختی است. من میخواهم بازیکنم را با این سیستم مطابقت دهم چون مطمئنم در آن صورت است که نتیجه خواهیم گرفت. بعد از اردوی دبی واقعاً شگفتزده شدم. ما روزی ۳ جلسه تمرین میکردیم. بازیکنان ساعت ۶:۳۰ صبح از خواب بیدار میشدند یعنی وجدان بازیکنان بیدار شده بود و آگاه شدند که چه چیزی از آنها خواسته میشود.
اما این کار بسیار بسیار دشوار خواهد بود، یعنی احتمال زیادی دارد در بازه زمانی یکی دو سالهای که شما در فوتبال ایران خواهید بود قابل اجرا نباشد و مدتها طول بکشد. شما این ریسک را قبول میکنید که نتیجهگیری را فدای رسیدن به هدفتان کنید؟
من شروع کردهام به قربانی کردم خودم، نتایجم این را نشان میدهد البته برخلاف بازیهایی که به معرض نمایش گذاشتیم. میخواهم بازیکنان به آن سطح برسند که یک بازیکن حرفهای وقتی پول حرفهای میگیرد و نسبت درآمدش به درآمدهای ایران خیلی بالا است باید خودش را مصرف کند و چیزی را نشان دهد. بازیکن باید از یکسری موارد تبعیت کند و نگوید حالا پول میگیرم و دو تا بازی میکنم و تمام، نه اینطوری نمیشود.
شما گفتید میخواهم رابطهام را با بازیکنان به صورت حرفهای ارتقا دهم و این یک مدتی طول خواهد کشید ولی در این ۴ ماه، شما خوب نتوانستید به این مقوله بپردازید و خیلیها میگفتند شما روانشناس خوبی نیستید. خودتان در مصاحبهای گفتید از آن مربیانی نیستید که دست روی شانه بازیکنی بگذارید و درباره موضوع خاصی به او توضیح دهید ولی حتماً میدانید اکثر مربیانی که در فوتبال ایران موفق بودهاند با بازیکنانشان روابط دوستانهای برقرار کردهاند. هر وقت هم فاصله بین مربی و بازیکن زیاد شده تیم و شخص مربی ضرر کرده و بازیکن خودش را کنار کشیده چرا که اینجا فشار روی مربیان بسیار بالا است.
من آدم انتقادپذیری هستم. این چیزی که شما میگویید را متوجه شدهام و میدانم باید احساسیتر به سمت بازیکنان رفت اما میخواهم به بازیکن این اطلاع را برسانیم که چه باید بکند. یعنی اینکه زندگی ورزشی، حرفهایگری و آنچه که در زمین فوتبال نشان میدهد را نشانش بدهیم و ازش بخواهیم. نمیدانم چه قدمی را بیش از این باید برداشت، ما اهمیت میدهیم به بازیکن خوب و اینکه میدانیم پرسپولیس به او نیاز دارد. حالا او است که باید پاسخ بدهد. بازیکنان حرفهای اینجا درآمد خیلی خوبی دارند و به خاطر این درآمد باید کیفیت بالایی را نشان بدهد. من فقط این را میگویم که بازیکن طبق آنچه که از او خواسته شده باید کیفیتش را به مربی و هوادار نشان بدهد. من خودم پدر دو فرزندم و به زودی، ظرف یک ماه آینده قرار است پدربزرگ هم بشوم.همیشه سعی میکنم احساسات را در نظر بگیرم، با حرف زدن، نزدیک شدن اما تمرین و مسابقه شغل ما است و باید هر طوری که مربی میخواهد انجام شود. خیلیها فکر میکنند من آدمآهنی هستم یا احساس ندارم اما اینطور نیست. من بازیکنی بودم که در فینال جام باشگاههای اروپا بازی کردم، میدانم هر بازیکنی به چه چیزی نیاز دارد تا به نوک قله برسد. به خاطر همین میخواهم بازیکن را بکشانم به آن سطح اما قطعاً صبر هم دارم و از آن تیپ آدمهایی نیستم که بخواهم علناً این موضوع را نشان بدهم. قبل از هر چیزی برای من آمادگی بازیکن مهم است و با گفت و گو میتوانم بازیکن را به شرایط مد نظرم برسانم اما وقتی میبینم بازیکن تنبل و تنپرور است، انگیزه ندارد و مسیر دیگری را انتخاب کرده، پس ما هم باید برویم دنبال نفر بعدی و دنبال راه حل دیگری باشیم.
فکر میکنم این طرز تفکر شما در مورد بازیکنان درست است اما به نظر من بازیکنان پرسپولیس در این ۴ ماه درک درستی از هدف شما نداشتهاند و این باعث ایجاد حس بیاعتمادی نسبت به شما شده است. شما میدانید که بازیکنانتان پشت سرتان حرف میزدند؟
(با خنده) بله، من این را فهمیدم.
برایتان مهم نبود؟ یا نخواستید این حس بیاعتمادی را از بین ببرید؟
من با بازیکنان صحبت کردم و به آنها گفتم کلام شما درباره من، من را وادار به درگیری نخواهد کرد. من مربی هستم که همیشه میخواهم بهترینها را به آنها بدهم و این بستگی به میل، هوش و انگیزه آنها دارد. به این اهمیت نمیدهم که چه کسی چه حرفی میزند و کدام بازیکن قصهسرایی میکند. برای من مهم این است آنچه را که میخواهم و در برنامه دارم به اجرا دربیاید و این را از بازیکنان میخواهم. حتی تحت تأثیر عوامل جانبی هم قرار نمیگیرم. مثلاً من چند بار با شیث صحبت کردم، فقط یک سوال از او کردم اما دیدم او تشخیص داد که من چه چیزی از او میخواهم. من میخواستم شیث بهترین باشد و حالا شیث بهترین مدافع میانی فوتبال ایران است. به او گفتم تو میل داری که بهترین باشی یا حتی به خارج از ایران بروی، به آلمان، فرانسه، اسپانیا، گفتم فقط کیفیت بالا است که میتواند تو را سرپا نگه دارد. بعد از آن صحبت شیث بهترین مدافع ایران شد. البته بازیکن نباید به یک سطح کیفیت خودش را قانع کند بلکه باید کارش استمرار داشته باشد. به نظر من شیث الان بهترین مدافع ایران است و تیم ملی هم به او نیاز دارد اما مربی ای نیستم که کسی را تحریک کنم چون معتقدم همه مربیان فوتبال ایران باید برای موفقیت تیم ملی کمک کنند و کاری کنند که سرمربی تیم ملی در بین کیفیتهای بالا گیر کند. ما همگی برای این کار دعوت شدهایم. شیث را به این خاطر مطرح کردم چون شیث الان در چند مسابقه اخیر شده آن شیثی که من مد نظرم بود. شما باید بدانید من بدون اطلاعات وارد فوتبال ایران نشدم. من آمار تکتک بازیکنان را گرفتهام و بعد آمدم. برانکو زندگینامه فوتبال ایران را به من داد و گفت چه شرایطی اینجا وجود دارد. ولی شخصی نیستم که یکسری توصیهها را بپذیرد. فقط با من صحبت کردند درباره کل شرایط فوتبال ایران و باید بدانید به تنها صدایی که گوش میکنم صدای درون خودم است.
شاید الان شرایط بین شما و بازیکنان بهتر شده و از مصاحبههای آنها اینطور هم برمیآید اما در نیم فصل نخست هر لحظه من احساس میکردم آنها بخواهند علیه شما کاری انجام دهند چون آن پروسه اعتمادسازی خیلی طول کشیده بود. شما میدانید که در فوتبال ایران سابقهاش وجود دارد که بازیکنان بخواهند عمداً کاری کنند تا سرمربیشان برکنار شود؟
من چنین چیزی را احساس نکردم. میدیدم که بازیکنان آن چیزی را که من از آنها میخواهم اجرا کنند، درک نمیکنند اما ذرهای مخالفت از آنها ندیدم. برخلاف این، میبینم بیش از حد تلاش میکنند تا آنچه که من میخواهم را اجرا کنند. مثال میزنم محمد پروین را. من با او در اسلواکی کار کردم و میشناسمش. خودم ۲ ماه تمرینش دادم. با کیفیت فنیاش هم آشنایی دارم و اینکه بسیار مستعد است. او اول فصل را عالی شروع کرد و بسیار با انگیزه بود اما به یکباره گم شد. به خاطر اینکه آمد در رسانهها و وقتی انگیزهاش رسید به اینجا (با دستش سطحی پایین را نشان میدهد) تمام شد. اما من به این میزان قانع نیستم، میخواهم بازیکنم همیشه روند ثابت و مستمری داشته باشد. دیدم انگیزهاش کمتر شده و آرامآرام این موضوع در تمرین و بازیاش هم تأثیر گذاشته.
خب بعد از این اتفاق رهایش کردید یا خواستید کمکش کنید؟
نه، من رهایش نکردم، خواستم به این وسیله تحریکش کنم. من آن کیفیت بازی با ذوبآهن و پاس را از محمد میخواستم و دوست دارم همیشه همانطوری باشد نه اینکه دچار نوسان شود. برای اینکه قانعتان کنم باید بگویم من نصف اندازهای که با محمد صحبت کردم با پسرم نیکو حرف نزدم در حالی که او یک بازیکن جهانی است، در تاتنهام بازی میکند و ۶۰ بازی ملیدارد چرا که میخواهم محمد موفق باشد. من باید دیوانه باشم وقتی که چیزی با کیفیت را در اختیار دارم و بخواهم با دستهای خودم نابودش کنم. من میخواهم به او بگویم باید یک بازیکن ملیپوش باشد چون صاحب کیفیت است، این نظر من است و هدف مربیگریام.
احساس میکنم شما سعی میکنید همه کارتان را به استانداردترین شکل ممکن انجام دهید، یعنی آنچه در فوتبال اروپا انجام میشود. فکر میکنم برای بازیکنان ایرانی هضم این موضوع سخت باشد و به همین خاطر مشکلاتی بین شما و آنها به وجود آمده. آیا شما میخواهید ذهنیت بازیکنان پرسپولیس را عوض کنید؟
من فقط میخواهم نحوه تفکرشان درباره اصول حرفهایگری را تغییر بدهم.
اما شاید جا افتادن این نکته برای بازیکنان احساسی ایران خیلی سخت باشد، نمیخواهید تغییر رویه بدهید یا فکر میکنید بازیکنان پرسپولیس خودشان را مطابق میل شما آداپته میکنند؟
من فکر میکنم تا الان خودشان را تطبیق دادهاند. این کار برای همه ما است و نتیجهاش برای همه مهم است. من به فوتبال ایران نیامدهام تا ذهنیت بازیکنان را تغییر بدهم. فقط تعداد خاصی از بازیکنان هستند که اینطور فکر میکنند چون از زمانی که مربیان بزرگ کرواسی وارد فوتبال ایران شدند مطبوعات کشور من به شدت اتفاقات فوتبال ایران را تعقیب میکردند. ایویچ اینجا بوده، با او به جام جهانی ۹۸ رفتید، در بازیهای آسیایی به بالاترین افتخار رسیدید و به جام جهانی ۲۰۰۶ هم رفتید. این نشان میدهد فوتبال ایران صاحب کیفیت است یعنی بازیکن ایرانی کیفیت دارد. علی کریمی در بایرن مونیخ بازی کرده، علی دایی در بایرن و هرتا بازی کرده، پس بازیکنان ایرانی کیفیتی عالی دارند برای یادگیری. این را باید توسعه و پرورش داد و وقتی پرورش دادیم میشود چیزهای زیادی از این بازیکنان بیرون کشید. من دوباره تاکید میکنم فوتبال ایران به مراتب از آنچه که الان در آن قرار گرفته بالاتر است. این را من تضمین میکنم. آمارهایی که دارم از پنج شش سال پیش و حالا که میبینم چند تیم برای قهرمانی میجنگند میفهمم که کیفیت فوتبالتان بالا رفته، این در ذهن من است. همیشه میخواهم مطبوعات درباره فوتبال صحبت کنند و به یکسری شایعات و حرفهای عجیب و غریب نپردازند. این موضوع اساسی است چرا که فوتبال زیباترین پدیده دنیاست و پتانسیل بالایی دارد، نه در منفیبافی. شاید طرز تفکر شما با من تفاوت داشته باشد اما تمدن دنیا از ایران آمده و از قرار معلوم کرواتها هم از ایران به اروپا رفتهاند. من هم احساسی دارم مثل خود شما ایرانیها. فقط اینکه در محیطی قرار گرفتم که فرهنگش تغییر کرده، از بچگی طور دیگری بزرگ شدم و حالا هم که مربی هستم تفاوت دارم. الان مربی پرسپولیس هستم و پولی هم به من داده شده اما هرگز راضی نمیشوم به این موارد و به این مسائل فکر نمیکنم که پولی گرفتهام و یک کاری میکنم و می روم. من میخواهم حتما کاری انجام داده باشم وگرنه در این موقعیت قرار نمیگرفتم چرا که من موفقیت را دوست دارم.
این بحث خیلی طولانی است و باز هم میشود دربارهاش حرف زد. میخواهم درباره تیم پرسپولیس صحبت کنم و اینکه میگویند امسال پرسپولیس از آن چیزی که بوده خیلی فاصله گرفته و تبدیل به تیمی متوسط شده.
اگر بخواهیم به لحاظ جدولی نگاه کنیم که از فصل پیش بالاتریم اما اگر از نظر کیفیت حساب کنیم باز هم میگویم بالاتریم. ما میخواهیم قهرمان شویم و باید هم با این نفرات قهرمان شویم. ما تیمی ساختیم با ۱۵ بازیکن جدید اما اگر کارهایی که کردیم بهخوبی توسعه پیدا کند، تداوم داشته باشد و بازیکنان موقعیتشان را درک کنند به هدفمان هم میرسیم.
با اینکه ثابت کردید توصیهپذیر نیستید و از بیرون مجموعه فنی حرفی را قبول نمیکنید اما یکی از انتقاداتی که به شما وارد میشود این است که از نظرات همکار ایرانیتان به اندازه همکار هموطنتان استفاده نمیکنید.
نمیدانم چرا این سوال مطرح میشود. عبدی، ایوکوویچ، عابدزاده و مولایی، کلیه همکارانم، آنقدر من با آنها صادقم که اجازه میدهم هر کاری و فکری دارند را انتقال بدهند چرا که آنها هم شرایط تیم را بهتر از هر کسی میدانند. اما با هر چهار نفرشان هم که حرف میزنم این من هستم که تصمیم آخر را میگیرم و هیچ کدامشان هم نمیتوانند تاثیر خاصی روی من بگذارند. میتوانند صحبت کنند و من آنچه را که بهتر است در نظر میگیرم تا تیمم در تمرین و مسابقه با کیفیتتر ظاهر شود. در عین حال فکر نمیکنم در ایدههایمان تفاوت وحشتناکی وجود داشته باشد و فکر میکنم تقریبا همفکریم. اما حالا که راجع به ایووکویچ هم پرسیدید و به او حساس شدید، باید بگویم طبیعی است که ما با هم بیشتر حرف بزنیم چرا که ما با هم همبازی بودیم، او در تیم ملی هم دستیار من بوده و اینجا هر روز با هم هستیم.
درست است که همه نظر میدهند اما مهم استفاده از آنهاست. میدانم که حسین عبدی زیاد نظر میدهد اما اینکه از این نظرها استفاده شود مهم است.
عبدی دستیار اول من است و من با ایشان درباره حریفان بحث میکنم. ما با هم حریفانمان را آنالیز میکنیم و او روی افکار من بسیار تاثیرگذار است.
اما از مصاحبههای ایشان اینطور برنمیآید و حسین عبدی به صورت غیرمستقیم میگوید از نظراتش استفاده نمیشود.
(با تعجب) نمیدانم. من تجربه زیادی به عنوان بازیکن و مربی داشتهام، تجربه ۱۸ ساله مربیگریام که در آن موفق بودهام میگوید هم عبدی، هم ایوکوویچ و هم عابدزاده باید راضی باشند که من خودم را ستون کار قراردادهام و میتوانیم با هم تبادل فکر کنیم. نیازی هم نیست که حتما نظری موافق من داشته باشند. مهم این است آنچه را که من از آنها به عنوان وظیفه میخواهم به انجام برسانند. البته اینها مسائل کلی قضیه است.
حالا که دو روز تا بازی سپاهان فاصله داریم بهتر است درباره این بازی مهم هم بپرسیم. حتما شما میدانید که این بازی برای هواداران پرسپولیس چقدر مهم است، شاید همسطح با دربی تهران. حتما هم میدانید سه چهار سالی است تقابل پرسپولیس و سپاهان تبدیل به یک جنگ تمام عیار شده. با این شرایط بازی روز شنبه را چطور میبینید؟
باید عرض کنم من هم این بازی را یک جور دربی میبینم و این مسابقه برای من بسیار اهمیت دارد. ما آگاه هستیم از این موضوع که در اصفهان نباید باخت بدهیم. ما اردویی که در دبی گذاشتیم و تمرینهای این هفته، همه را سمت و سو دادیم برای این مسابقه، میدانیم که مسابقه بسیار سختی را در پیش داریم.
در واقع میدانیم نتیجه این بازی میتواند امکان این را به ما بدهد که به سوی هدفمان توسعه پیدا کنیم. به خاطر همین دست به هر اقدامی خواهیم زد تا نتیجه بدی نگیریم. برای همین کار تفکر تیم را ارتقا میدهیم و حتی خودمان را آماده میکنیم که در اصفهان بازی را ببریم. سپاهان تیم محترمی است و با ۵ امتیاز بالای سر ما در صدر جدول قرار دارد. هیچ بازیکن پرسپولیس نباید ضعفی را به تفکر مردم راه بدهد چون صرف حضور در پرسپولیس باعث میشود آن بازیکن قدرتی را کسب کند. به همین خاطر میگویم تعدادی از بازیکنان ما از برخی بازیکنان سپاهان بهتر هستند. آنها اسلحه من هستند در این مسابقه و فکر میکنم شرایط مناسبی را برای این بازی بهدست آوردیم. البته من خیلی متاسفم که به احتمال خیلی زیاد کریم باقری را در این بازی در اختیار نخواهیم داشت. هر چند باید شرایط او را ببینیم اما ایشان ۷ روز از تمرینها دور هستند.
همینطور وضعیت هوار ملامحمد را باید ارزیابی کنیم. اما اگر همه اینها را داشته باشیم پرسپولیس تیمی است که آماده شکست سپاهان خواهد بود.
ممنون اما واقعا عصبانی کردن شما کار سختی است.
(باخنده) نه ، اینطور هم نیست اما همیشه دوست داشتم خبرنگاران درباره فوتبال حرف بزنند. من از ۱۶ سالگی وارد فوتبال حرفهای شدم و قواعد آن را میشناسم و میدانم در مقابل هر حرفی نباید عکسالعمل نشان داد. مثلا یک بار کنفرانس خبری لوکابوناچیچ را در اینجا دیدم و واقعا برایم عجیب بود که حرفهایی میزدند که ارتباطی با کنفرانس خبری نداشت. میدانم چه کسی چه قصدی دارد و به همین خاطر عکسالعمل نشان نمیدهم.
به عنوان حسن ختام و آنچه که خود شما درباره احساس ما ایرانیها گفتید، میخواهم بگویم هر وقت «نیکو» پسرتان گل میزند، ما هم خوشحال میشویم، البته مطمئنا نه به اندازه شما.
بله میدانم، اتفاقا به نیکو هم گفتهام که ایجا تاتنهام طرفداران زیادی پیدا کرده و کارش را تعقیب میکنند.