
پرسپولیس مورد نظر در دسترس نیست!
پرسپولیس مورد نظر در دسترس نیست مدتهاست که گم شده، دنبالش در به در نگردید، در و دیوار و سقف دارد و چراغش روشن است.
اما آنچه زیر سقفش هست پرسپولیس نیست، آنچه میبینید ژنریک پرسپولیس است؛ یک کپسول بیخاصیت که فقط ۱۰، ۲۰ دقیقه بفهمی نفهمی تسکینت میدهد! خاصیت این کپسول را میتوان به عینه در دیوانسالاری پرسپولیس دید و بیشتر در بیخاصیتی همین کادر فنیاش از جناب سرمربی بگیر بیا تا ته نیمکتش! یک نظر به همین سرمربی به ظاهر بیزبانش بیندازید، حتما خواهید گفت… نجابت از سر و رویش میبارد، خب قبول، حتما خواهید گفت… متین و باوقار است، خب قبول، حتما خواهید گفت… خوشتیپ و شیکپوش است، خب هر آنچه میگویید قبول، شما بگویید پس درد این پرسپولیس چیست؟!پرسپولیسی که روزی روزگاری حریفانش را به مرگ میگرفت تا با تب از میدان خارج شوند، همان پرسپولیسی که به قول همین سلطانش هنوز سوت آغاز بازی را نزده سه گل جلو بود! حالا دردش چیست که هم خود مدام در میان میدانها سکته میکند و هم مردمش را روی سکوها سکته میدهد؟! دردش کجاست، دردش آن مانوئل خوزه به ظاهر حراف بود یا همین گلمحمدی به ظاهر بیزبان؟! پرسپولیسی که شکر خدا هرچه میخواهد این سردار قدر قدرتش کم تو حلقش نکرده، پس چرا چنین باید پس بیفتد، چرا چنین نفس بریده و بیزبان باید میدان به میدان پا پس بکشد؟! به همین گل مربیاش نگاه کنید!،….
به چهره سرد و نگاه یخزده و حرکات سست و بیرمق دستانش در کناره میدانهای حساس به دقت نگاه کنید،… آیا حرکات و وجناتش خود نماد و نمود و آیینهیی تمامنما از جمع بیتفاوت و ناهمگن مردانش در میان میدانها نیست؟!آیا نشانهیی از کاریزمای یک مربی متشخص مقتدر را در همین آقا یحیای گل گل گلمحمدی میبینید؟نجابت و آقایی و وقار و متانت همه به جای خود لازم، آیا فاکتورهای لازم برای یک مربی حرفهیی تنها همین صفات حسنه است، آن هم تیمی همچون پرسپولیس با آن نیمکت داغ و آن سکوی آتشین مزاجش؟ با زبانهایش کم با آتش میدانها به سه سوت لال نشدهاند چه برسد به این بیزبانهایش!پرسپولیسی که همیشه خدا درونش خودش را کشته و بیرونش مردمش را، تو ببین هر تنابندهیی هم که روزی روزگاری گذری ده دقیقه در این تیم توپ زده چنین که رفته و میرود که سهمخواهی از این نیمکت کذا طلب نکرده و کم همه را بدهکار و خود را بستانکارش نمیداند.دیگر هم فرقی نمیکند که امتحان پسدادههای رفوزه شدهاش باشند یا کم و بیش قبولشدههایش، ساموراییهایش کم نیستند، یکی هم همین آخرین ساموراییاش که شتابزده آمد و شتابزده سرمربی شد و طفلک حالا باید شتابان نیمکت خالی کند!البته باید دید که سرداران و سروران نشسته در دیوانسالاری پرسپولیس را چه سیاست است، سیاستی دگر به غیر از آنچه تاکنون رفته یا بنا به نرخ روز سیاست است و سیاست روز؟!
آمدیم درباره طفل معصوم مهدویکیای رفته بنویسیم و عنایت ویژه آقا یحیایشان در بدرقهاش!، دیدیم ای دل غافل کریمی هم در رکاب مهدی رفت. گذاشتیم دوطفلان مسلم این پرسپولیس را یکجا بدرقه کنیم، همین و تمام.