برای سپاهان که دور ستاره هایش سیم خاردار می کشد/ سرخابی ها نماینده پاکستان بودند؟!
مرجع خبری پرسپولیس : پرسش جدی اما، این است که این لقمه گلوگیر را چه کسی در دامان فوتبال ما گذاشت؟ مگر غیر از این است که جولان دادن این اعداد و ارقام مبالغهآمیز و غیرطبیعی در فضای باشگاهداری ایرانی، رهآورد جاهطلبیهای وحشتناک تیمی مثل سپاهان اصفهان بوده است؟
۱- طی یکی، دو روز گذشته اظهارنظر شگفتانگیزی از علیرضا رحیمی در سطح رسانههای ورزشی منتشر شد که در نوع خودش بسیار عجیب و باور نکردنی به نظر میرسید:
«سپاهان به همه بازیکنانش نیاز دارد، بنابراین از رویانیان تقاضا میکنم از ما بازیکن نگیرد و به تنها نماینده باقیمانده ایران در آسیا کمک کند.» مدیرعامل باشگاه اصفهانی که بعد از قهرمانی این تیم در مسابقات لیگ یازدهم به شدت در کانون توجهات قرار گرفت و مورد ستایش واقع شد، در حالی با سخنان کاملا غیرحرفهایاش باعث حیرت مخاطبان میشود که خیلیها امیدوار بودند مرد معتمدی مثل او با آن سابقه طولانی حضور در ورزش قهرمانی، آب و هوای نه چندان مطلوب باشگاه سپاهان را تغییر بدهد. با این وجود ظاهرا هنوز خبری از تحول جدی در فرهنگ حاکم بر این تیم نیست؛ چه اینکه از لحن متکبرانه نویدکیا گرفته تا آن پلاکارد غیرمحترمانه معروف و حالا هم این تقاضای تمامیتخواهانه عجیب و غریب، همچنان پالسهای منحصربهفرد و سردرگم کنندهای از مبدا باشگاه سپاهان به مقصد مخاطبان فوتبال در ایران مخابره میشود که به ندرت میتوان وجاهتی برای آنها قائل بود. واقعا چرا باید باشگاهها در فصل نقل و انتقالات قید بازیکنان سپاهان را بزنند؟ به این دلیل واهی که اصفهانیها نماینده ایران در آسیا هستند؟ اگر ملاک محاسبات این است، پس چرا در ماجرای میزبانی از استقلال در آسیا، سپاهانیها روی حق قانونی خودشان پافشاری کردند و بیش از ۱۰ درصد سکوها را به تیمی که دهها برابر بیشتر از آنها هوادار دارد، ندادند؟ آیا آن روز استقلال نماینده ایران در آسیا نبود؟!
۲- سالها پیش به مدت چند فصل پیمان آماتور و دل به همزنی بین پرسپولیس و استقلال امضا میشد که در آن طرفین متعهد میشدند به خاطر جلوگیری از جریحهدار شدن احساسات هوادارانشان، از همدیگر بازیکن نگیرند. حالا درخواست صریح مدیرعامل تیم قهرمان ایران هم یادآور همان خاطره چرکین و غیرقابل هضم است. از همه جالبتر اینکه امروز باشگاهی به صرافت جلب ترحم رقبا برای حفظ بازیکنانش افتاده که خودش از مدتها پیش تا همین حالا، یکهتاز بیرقیب میدان نقل و انتقالات تلقی میشده است. سالی که استقلال قهرمان ایران شد و مستقیما به آسیا رفت، مدیران باشگاه اصفهانی با دسته چکهای بیرحم و غولپیکرشان سرمربی این تیم را و سپس دو ستاره بزرگشان مثل جانواریو و خسرو حیدری را به سپاهان انتقال دادند و در دو فصل متوالی، ضربات جبران ناپذیری به آبیها در رقابتهای لیگ قهرمانان قاره وارد آوردند؛ آیا استقلال نماینده پاکستان در آسیا بود؟! همین امسال و در فاصله یک هفته به بازی مرگ و زندگی پرسپولیس با الاتحاد عربستان، اخبار موثق فراوانی در مورد پیشنهاد اغواکننده سپاهان به مهرداد پولادی و حتی توافق نهایی آنها با این بازیکن منتشر شد؛ آنچه بیگمان در نزول کیفی مدافع سرخپوشان در این مسابقه خاص و تعیین کننده نقش بهسزایی داشت. آیا آن روز پرسپولیس شایسته همدلی و همراهی مولتی میلیونرهای نصفجهان به شمار نمیآمد؟
۳- «پرسپولیسیها به مدافعان ما پیشنهاد یک میلیاردی دادهاند.» این بخش دیگری از سخنان رحیمی است که با لحن گلایهآمیز مطرح میشود و اتفاقا به مواضع اخیر او شکل بامزهتری میدهد. تردیدی وجود ندارد که دریافتی یک میلیارد تومانی برای بیشتر بازیکنان فوتبال ایران، بسیار گزاف و غیرواقعی است و حداقل پنج برابر بالاتر از سقف تواناییهای آنان به شمار میآید. پرسش جدی اما، این است که این لقمه گلوگیر را چه کسی در دامان فوتبال ما گذاشت؟مگر غیر از این است که جولان دادن این اعداد و ارقام مبالغهآمیز و غیرطبیعی در فضای باشگاهداری ایرانی، رهآورد جاهطلبیهای وحشتناک تیمی مثل سپاهان اصفهان بوده است؟ آنها که ناگهان میل به قد کشیدن یافتند و به اتکای سرمایههای پولادین استان دست به ارضای اشتهای سیریناپذیرشان زدند، شرایط اسفباری را به بدنه فوتبال ایران تحمیل کردند که در آن ضعیفترین گروه از بازیکنان هم برای یک فصل بازی در هر تیم لیگ برتری، چند صد میلیون تومان دستمزد میخواستند. حالا چه اتفاقی افتاده که سپاهانیها از پیشنهادات نجومی سایرین به بازیکنانشان شکایت میکنند؟ همین کادر مدیریتی فعلی سپاهان، در حالی به تازگی قرارداد فابیو جانواریو را تمدید کرد که در مورد جلب رضایت فوری این بازیکن برای ماندن در اصفهان، از یک رقم تقریبا ۸۰۰ میلیون تومانی یاد میشود. آیا چنین قراردادهایی مصداق ریخت و پاش به حساب نمیآیند؟ داریم در مورد سپاهان حرف میزنیم؛ باشگاهی که گفته میشود تنها در ۴۰ روز اخیر، بیش از ۱۰۰ میلیون تومان پاداش به هر یک از بازیکنانش به بهانههای مختلف پرداخت کرده است و سابقه توزیع ۵۰ میلیون تومان دستخوش نقدی بین اعضای تیم، بعد از عدمرعایت بازی جوانمردانه در بازی با النصر امارات در کارنامه مدیران فعلیاش به چشم میخورد. گویا بعد از ایجاد تورم خوفناک در بازار نقل و انتقالات و از میدان به در بردن رقبای ضعیفتر، حالا پرداخت پاداشهای آنچنانی به «امتیاز» تازه عضویت در سپاهان تبدیل شده است. آنها در این شرایط واقعا به چه چیزی اعتراض دارند؟ آیا این، گرفتن دست پیش برای پس نماندن از قافله به نقد کشیدن اسرافکاران نیست؟
۴- محرم نویدکیا لابهلای کریخوانیهای اغلب دور از منطقش که به اسم «مصاحبه» روی آنتن برنامه نود رفت و در رودربایستی اطلاق عناوینی مثل صریح و رکگو به او از طرف عادل، پرده از راز جدایی ستارههای سپاهان بعد از تصمیم اولیه این باشگاه برای رعایت قانون سقف قرارداد برداشت. ناگفته پیداست که مسوولان جدید تیم اصفهانی و تقاضاکنندگان حفظ بازیکنان این باشگاه، بعدها چه ترفندی برای ممانعت از ریزش ستارهها و جذب سوپراستارهای جدید در پیش گرفتند. همانقدر که در ساختار معیوب فوتبال ایران، سپاهان از جیب دولت برای بازیکن گرفتن خرج میکند، سایرین هم میتوانند سیاست مشابهی در پیش بگیرند. پس گلهای نیست و اگر هم باشد، صرفا متوجه همانهایی است که قیمت و توقعات این فوتبالیستهای عمدتا ناکارآمد را تا این حد سرسامآور و دیوانهکننده بالا بردند.
* رسول بهروش