
بهزادي: به خاطر قليزاده رفتم خط حمله
در خيابان شاخه درختان را با سر ميزدم
مرجع خبری پرسپولیس : قبل از اينكه من به عنوان يك سرزن مطرح بشوم مرحوم مسعود انصاري و مهندس اردشير آذرسا كه متعلق به نسل پيش از من در شاهين بودند به عنوان بهترين مهاجمان سرزن در تيم ملي و باشگاه شاهين شناخته مي شدند.
من در تيم كودك شاهين بازي ميكردم و دكتر برومند و شكيبي متعلق به نسل قبل از من هستند. شكيبي پسرخاله من بود كه يك سرزن قهار به حساب ميآمد. من هم از بك وسط به بك چپ، هافبك و سپس فوروارد آمدم. دليل اين جابجايي هم اين بود كه تيم تاج يك بك وسط سرزن به نام عارف قليزاده داشت. در نوك حمله تيم ملي هم مرحوم هجري خوب سر ميزد.
مربي اولم دكتر حسن فاخري بود و دكتر ابتهاج و اكبر كيا هم در پرورش من نقش زيادي داشتند.
دكتر اكرامي براي سرزني من تمرين ويژه گذاشت و مرا به سالن دانشسراي مقدماتي يا تربيت معلم فعلي كه در خيابان شهيد مفتح است برد و روزي دو ساعت تمرين ميداد.
آن موقع توپهاي لاستيكي شماره ۳ آورده بودند كه فرار بود.
آخرين توپهاي اين مدلي هم در اختيار مرحوم دهداري بود. ايشان من را روي خطهاي زمين بسكتبال تمرين ميداد. جفت پا ميپريدم، فضا را ميگرفتم و به حلقه بسكتبال ضربه ميزدم. آنقدر تمرين ميكردم كه در خيابان هم ميپريدم تا شاخههاي درختان را با سر بزنم، بعد از سه ماه همراه با تيم شاهين به مالموي سوئد، قهرمان آن روز اروپا ۲ گل با سر زدم. خاطرات خوب و بد زيادي از شاهين و پرسپوليس دارم و گلهاي زيادي با ضربه سر زدهام. حدود ۸۰-۱۷۰ بازي داشتهام كه بيشتر با كلوني تهران به جاي تيم ملي و مقابل تيمهاي درجه اول خارجي بوده است. مرحله به مرحله فوتبال من خاطره است. از سال ۴۸-۴۷ در پيكان تا ۱۳۵۳ كاپيتان پرسپوليس بودم. جزو يكي از ۵ بازيكن ستارههاي ۱۰۰ سالهاي بودم كه تمبرشان منتشر شد. كوچيس مجارستاني، اووه زيلر آلماني، دنيس لاو و جو جوردن اسكاتلندي چهار نفر ديگر بودند. در ۱۰۰ سال اخير فقط يك نفر از آسيا و آفريقا در اين جمع بوده است كه من بودم.