بازی دو سر باخت برای مدیریت پرسپولیس
مرجع خبری پرسپولیس : کاشانی اگر یار غارش را به این تیم بیاورد و خوب یار بگیرد، متهم به کمکاری برای دایی خواهد شد، اگر بد یار بگیرد، تیمی ناقص خواهد داشت.
۱- حالا و اندکی پس از رویارویی تمامعیار علی دایی و حبیب کاشانی در آخرین برنامه نود، نه تنها سنگی از پیشروی سرخپوشان برداشته نشده، بلکه معادلات موجود در این مجموعه نیز به شدت پیچیدهتر شده است. شاید تنها حاصل روشنگرانه مجادله دوشنبهشب، این بود که مشخص شد زوج کاشانی و دایی دیگر عملا قادر به ادامه همکاری نیستند و حالا که بنا بر بقای حاجحبیب گذاشته شده، سرپرست هنوز موقت(!) قرمزها باید به گزینهای دیگر روی نیمکت تیمش بیندیشند. اما چه کسی؟
در اوضاع و احوال کنونی باشگاه، چه کسی میتواند از سوی کاشانی روی نیمکت پرسپولیس بنشیند که هم از نظر فنی مورد تایید باشد و هم آرامش را به اردوگاه حاجی و شرکا بازگرداند؟ به نظر میرسد با وجود نام بردن از چند مربی متفاوت، همچنان گزینه اصلی کاشانی استفاده از حمید استیلی باشد؛ مردی که سالهاست حسرت جلوس روی نیمکت داغ سرخها را میکشد و از قضا، رفاقت دیرپایی هم با حاج حبیب دارد.
با این اوصاف اما، آیا سرپرست موقت پرسپولیس با وضعیتی که امروز پدید آمده، قادر خواهد بود دوست قدیمیاش را به مراد دلش برساند و از وجود استیلی در کادر فنی سرخپوشان سود ببرد؟!
۲ – علی دایی عمدا یا سهوا هزینه استخدام استیلی را برای کاشانی بالا برد. او اگرچه هیچگاه از کسی نام نبرد، اما با افشاگریهای گاه و بیگاهش ظرف چند هفته اخیر و کدهای مختلفی که ارایه میکرد، باشگاه را در مظان اتهام ارتباط پنهانی با سرمربی سابق شاهین قرار داد. دایی در برنامه ۹۰ البته جزییات تازهتری هم از این ادعایش را با مخاطبان در میان گذاشت و حتی از چند شاهد نیز نام برد.
در این شرایط، به نظر میرسد از حالا به بعد استخدام استیلی توسط کاشانی میتواند خواسته یا ناخواسته و درست یا غلط، تا حدودی صحت ادعاهای دایی را تایید کند. استفاده از سرمربی سابق شاهین روی نیمکت پرسپولیس لیگ یازدهم، جذب بازیکنانی که دایی از تماس مخفیانه اطرافیان استیلی با آنها یاد کرده و نیز استفاده از کمپهای تمرینی در اروپا، هر کدام اقداماتی هستند که به محض وقوع میتوانند افکار عمومی را به سمت این گزاره که «حق با دایی بوده» سوق بدهند. آیا کاشانی در این شرایط جدید، تن به این ریسک بزرگ خواهد داد؟
۳ – اوضاع در حال حاضر طوری شده که جذب استیلی میتواند برای باشگاه پرسپولیس یک بازی «باخت – باخت» تلقی شود. کاشانی اگر یار غارش را به این تیم بیاورد، در هر شرایطی با مشکلاتی روبهرو خواهد بود. اگر خوب یار بگیرد، متهم به کمکاری برای دایی خواهد شد، اگر بد یار بگیرد، تیمی ناقص خواهد داشت، اگر امکانات بیشتری فراهم کند، با انگ بیتوجهی به مطالبات دایی روبهرو میشود و اگر چنین نکند، نوع و کیفیت مدیریت خودش را زیر سوال خواهد دید.
حالا استفاده از استیلی، هرگز به آن آسانیهایی که کاشانی تصورش را میکرد، نیست. به ویژه اگر ناتوانی فنی یا حتی بدشانسیهای مشهور استیلی در شاهین، به پرسپولیس هم سرایت کند و این تیم برای مدتی دچار نوسان در نتیجهگیری شود، فشارها بر کادر مدیریتی سرخپوشان افزایش خواهد یافت و بیگمان در این صورت کاشانی با شرایطی روبهرو میشود که قبلا هرگز نظیرش را تجربه نکرده است. این، شاید سختترین تصمیم دوران کوتاهمدت حضور کاشانی در فوتبال باشد؛ وفاداری به یک رفاقت قدیمی یا گریز از یک بازی دو سر باخت. حاجی کدام را برمیگزیند؟!
۴ – در همین وضعیت بغرنج و پیچیده اما، شاید هنوز حبیب کاشانی یک راه فرار بزرگ داشته باشد. معمای نجات مدیری که این روزها بدجوری در مخمصه گرفتار شده، میتواند از این قرار باشد که با یک حرکت غیرمنتظره، همه معادلات را بههم بریزد و از این گرفتاری جان به در ببرد و چهره نابود شده خود را قدری ترمیم کند. انتخاب هر کدام از چهار گزینه ایرانی برای سپردن هدایت پرسپولیس هر کدامشان میتواند انتقادهای خاصی را متوجه کاشانی کند. تنها یک نام می تواند معلم دیروز و سرپرست موقت امروز را شفابخش باشد ، چرخش به مرد محبوب لیگ ششم پرسپولیسی ها ، مصطفی دنیزلی.
نوشته : حمید بختیاری